رادین جانرادین جان، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

رادین، نفس زندگی

نامه بیست و ششم .... رادین، کماکان خوابه

1390/5/23 18:51
نویسنده : مامانی
82 بازدید
اشتراک گذاری


تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

عزیز دلم، اگه تاریخ این نوشته های آخر رو ببینی، متوجه میشی که همشون در یک روز نوشته شده اند. میدونی چرا ؟ آخه شما گلم از صبح همش خواب بودی و سر جمع دو ساعت بیشتر بیدار نبودی. به خاطر همین مامان با اینکه کارهای خونه تا حدودی مونده ولی باز وقت کرده برات بنویسه. حالا جریان خواب زیاده امروزت:

دیروز گلم از ساعت پنج عصر شما بی تاب شدی. نه در آغوش آسایش داشتی و نه زمانی که دراز کشیده بودی. خلاصه تا زمانی که بابایی بیاد حسابی مامان رو خسته کردی. مدام داشتم میگردوندمت. فدای سرت عزیزم. شب که بابایی اومد باز کمک شد و باهم خواستیم آرومت کنیم ولی موفق نشدیم و خلاصه ساعت یک شب با ماشین بردیمت بیرون. اولش خوابیدی و وقتی بیدار شدی باز آروم بودی توی ماشین و به اطرافت نگاه میکردی ولی تا اومدیم باز خونه بی تاب شدی. الهی دورت بگردم. فکر کنم میخوای دندون در بیاری. آخه چند روزه که آب دهانت میره و دستت رو زیاد میکنی توی دهانت. با دکترت صحبت کردم گفت که لثه اش داره سفت میشه. امیدوارم همین بوده باشه و دل درد نباشه گلم. خلاصه ساعت سه شب خوابت برد. من و بابایی از ترس اینکه بیدار نشی جرات نمیکردیم با هم صحبت کنیم. ولی خدا رو شکر از زمانی که دیگه خوابیدی حسابی خواب کردی. الان ساعت 7 عصره و شما گلم کماکان خوابیدی. فدات شم . ایشالله همیشه همینطوری آروم و سرحال باشی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)